الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

223

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

از رويدادهاى اسلامى امام ابو الحسن الهادى عليه السّلام ، پاره‌اى از رويدادهاى مهم اسلامى را كه در دوران نخستين اسلامى اتفاق افتاده بود نقل كرد كه از آن جمله داستان كشته شدن حضرت قنبر غلام امير المؤمنين ، يعنى آن شهيد جاويد به دست طاغوت زمان حجاج بن يوسف ثقفى است كه امام هادى عليه السّلام كيفيت شهادت آن بزرگوار را نقل كرد ، فرمود : « قنبر بر حجاج بن يوسف وارد شد ، آن طاغوت بر سر وى فرياد زد : - تو در خدمت على ، چه مىكردى ؟ . - آب وضويش را حاضر مىكردم . . . - وقتى كه على از وضو ساختن فارغ مىشد ، چه مىگفت ؟ . . . - اين آيهء مباركه را تلاوت مىكرد : « فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . » [ 1 ] - گمان مىكنم كه على اين آيه را بر ما تأويل مىكرد ؟ - آرى . - چه خواهى كرد اگر دستور دهم گردنت را بزنند ؟ - در آن صورت من خوشبخت خواهم شد و تو نگونبخت . . . سپس آن طاغوت دستور داد تا گردن بندهء خدا - قنبر - را زدند [ 2 ]

--> [ 1 ] سورهء انعام / 44 - 45 يعنى : پس چون آن چه بر آنها تذكر داده شد فراموش كردند ما هم درهاى هر نعمتى را به روى آنها گشوديم تا به نعمتهاى داده شده شاد و مغرور شدند ، ناگاه آنها را به كيفر اعمالشان گرفتار كرديم كه آنگاه خوار و نااميد گرديدند پس به وسيله كيفر ستمگرى ، ريشهء گروه ستمگران كنده شد و ستايش خداى را كه آفريدگار جهانيان است . [ 2 ] رجال كشى .